سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

به سلامتی مادر و همیشه و همیشه فقط مادر …

مرخصی اجباری ..... !

به آسمون سپردم چشم از تو برنداره ...  مراقب توباشه، سرت بلا نیاره ...  تا تو نخوای نتابه ،

دلت گرفت بباره ...  

                         سپردم باتو باشه هرگزتنهات نذاره.... !

 

سلام به دوستای مهربون خودم ...

خیییییییلی دلم براتون تنگ شده بود !

الانم اومدم که بگم شاید یه مدتی نتونم بیام تو این وبلاگ  پیشتون البته با اجازه ی نبات جون ....

میخوام بدونین که خیییییلی دلم براتون تنگ میشه ...

و به یاد همتون هستم !

اینم یه شعر که تقدیمش میکنم به ...

                                                 تنها عشق زندگیم ..... بخاطر تموم مهربونیاش !!

 

راهیه یه کوله راهم

                  کوله باره عشق رو بستم

      دیگه از خودم بریدم

                                        دیگه از آینه خستم

تویی کعبه ی وجودم

                           دور چشمای توگشتم

                                                   نکن از دلم گلایه

                                                                               باید از تو میگذشتم...

تقدیم به تو ........



[ دوشنبه 90/2/26 ] [ 12:1 عصر ] [ پریناز ]

نظر

چرا فحش می دهیم؟

 

فرض کنید دو نفر زن یا مرد را در حال دعوا کردن خب در این میان چه اتفاقی می افتد؟ در این میان یک مشت کلمات زشت و رکیک مخصوصا در دعوای بین دو مرد، و چنان بلند این کلمات را به کار می برن که شمابه عنوان عابر یا بیننده به مانند قطره آبی به داخل زمین فرو می روید ما اصولا این کلمات را به عنوان فحش می شناسیم حالا سوال این جاست چرا فحش ؟چی می شود که کسی فحش می دهد و نه فقط در دعوا که حتی در صحبت های معمول هم خیلی ها به مانند نقل و نبات ،درو گوهر آن هم در حد المپیک از دهانشان خارج می شود ؟به نظر من زمانی شخصی از فحش استفاده می کند که دایره لغاتش کم باشد یعنی چی؟زمانی که شما دایره لغاتتان کم باشد و نتوانید با لغات خوب بازی کنید منطق شما تحلیل می رود و فقط یک چیز شما را از این بن بست نجات می دهد و آن فحش است فحش ها از بیشعور و خفه شو (با عرض پوزش) تا بوق بوق بوق جلو می رود که متاسفانه نه شغل و نه سواد می شناسد وقتی آمد دیگر همه اینها نابود می شود اما زمانی که شما دایره لغاتتان باز باشد می توانید با بازی کردن با لغات طوری طرف را گیج کنید که مانند طلسم شدگان رفتار کند که این اتفاق به ندرت می افتد . سوال اصلی شما چی؟شما در روز چه میزان از فحش استفاده می کنید آیا در حد فحش های پاستوریزه است یا نه وارد بوق بوق بوق می شوید خواهشا با صداقت بگویید

از خودم شروع می کنم من به شخصه نمی تونم فحش بد بوق بوق بدم چون دهنم نمی چرخه واقعا می گم نمی تونم حتی بخوام یه دعوا رو تعریف کنم باید فحش هاشو لغت لغت ویا با  راهنمایی بگم   

 

 



[ پنج شنبه 90/2/15 ] [ 7:29 عصر ] [ پارمیدا ]

نظر

اشتباهی شد

سلااااااااااام

هر دم از این باغ بری میرسد

اومدم قالب وبلاگ و بعوضم کلی خراب کردم

اصلا چرا قالب پارسی بلاگ نبود .انقد گند زدم که حوصله بیشتر گشتن نداشتم.چرا هیشکی نیست .الان فصل امتحاناست فصل چیه که خبری از هیشکی نیس.

لطفا به من اطلاع دهید.

با تشکر تنها کسی که تا وقتی  سر کار هست  اینجا هست.

البته این متن و به خاطر این گذاشتم که وقتی صفحه وبلاگ و باز میکنم اون عکس خنگولا رو نبینم.

 وای بعد چند روز اومدم دیدم هیشکی نمیتونه نظر بزاره 2 باره قالب عوضیدمشرمندهشوخی

اینم واسه اینکه از دلتون درادبووووس

 

 

 

در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو
انتهای چوبی می بست…چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای
خانه اش آب می برد.

یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر
خانه اش را می پیمود نصف آب کوزه می ریخت.
مرد دو سال تمام همین کار را می کرد. کوزه سالم و نو مغرور بود که
وظیفه ای را که به خاطر انجام آن خلق شده به طورکامل انجام می دهد. اما
کوزه کهنه و ترک خورده شرمنده بود که فقط می تواندنصف وظیفه اش را
انجام دهد. هر چند می دانست آن ترک ها حاصل سال ها کار است.
کوزه پیر آنقدر شرمنده بود که یک روز وقتی مرد آماده می شد تا از چاه آب
بکشد تصمیم گرفت با او حرف بزند : ” از تو معذرت می خواهم. تمام مدتی
که از من استفاده کرده ای فقط از نصف حجم من سود برده ای…فقط نصف
تشنگی کسانی را که در خانه ات منتظرند فرو نشانده ای. ”
مرد خندید و گفت: ” وقتی برمی گردیم با دقت به مسیر نگاه کن. ”
موقع برگشت کوزه متوجه شد که در یک سمت جاده…سمت خودش…
گل ها و گیاهان زیبایی روییده اند.
مرد گفت: ” می بینی که طبیعت در سمت تو چقدر زیباتر است؟ من همیشه
می دانستم که تو ترک داری و تصمیم گرفتم از این موضوع استفاده کنم. این
طرف جاده بذر سبزیجات و گل پخش کردم و تو هم همیشه و هر روز به آنها
آب می دادی. به خانه ام گل برده ام و به بچه هایم کلم و کاهو داده ام. اگر
تو ترک نداشتی چطور می توانستی این کار را بکنی؟

بای بای  بلبلبلو



[ پنج شنبه 90/2/8 ] [ 10:16 صبح ] [ رها ]

نظر