سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

به سلامتی مادر و همیشه و همیشه فقط مادر …

بازم خبررررررررررررررررررر

ای بابا از دست این پترس نمی کنه یه تاریخ درست درمون واسه تولدش بذاره تا منه در به در انقدر به خودم زحمت ندم دعوابگردم دنبال عکس تا تولدشو تبریک بگم

والا یه بار توی یه سال 4 بار پیام اومد تولد پترس هرچی اومدیم تبریک بگیم گفت تولدم نیست امروزم تو پیام های خصوصی اومده بود تولد پترس با ذوق و شوق کلی تولد تبریک گفتم اومده میگه تولدم نیستزبوناینم برا اینکه خیلی لوسی اصلا باهات قهرمقابل بخشش نیست

فکر کنم پترس آدم فضایی باشه و تو لوله آزمایش بزرگ شده که تاریخ تولد ندارهخیلی خنده‌دار



[ پنج شنبه 91/12/17 ] [ 9:4 صبح ] [ پارمیدا ]

نظر

خبر فوری

سلام بر اهل خانه خبر فوری بود باید میومدم وای جونم خودم دارم این خبر رو میدمدوست داشتن

بچه ها امروز تولد پرینازه هوهوهوهوهوهو شکلک زیباساز-varoone.ir 

 


پری جونم تفلدت مبارککککککککککککککککککک ایشالله صدسالگیتو جشن بگیریم عهزیزم


 


 

 

 


اینم حرکات موزون من و خانواده


 

 

 

اینم کیک تولدت




[ چهارشنبه 91/12/16 ] [ 8:38 صبح ] [ پارمیدا ]

نظر

یک شعر پر از خاطره

این شعر دوبار پخش شده یه بار اول انقلاب بار دوم شعر ستاد م.ح. م بود شعر خیلی قشنگ و پر مفهمیه نتونستم لینک دانلودشو بذارم چون همشون شامل بند ف هستن برا همین متنشو گذاشتم خودم دانلود کردم خیلی قشنگه بتونید دانلودش کنید خیلی خاطره انگیزه حتی اگرمثل من  بار اولتون باشه که گوشش میدید
این رو تقدیم میکنم به شخصی که در متن نامش مخفف گفته شد تولدش مبارکگل تقدیم شما

سر اومد زمستون،شکفته بهارون
(گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون)2

کوهها لاله زارن،لاله ها بیدارن
(تو کوهها دارن گل گل گل آفتابو میکارن)2

توی کوهستون،دلش بیداره
تفنگ و گل و گندم داره میاره

(توی سینه ش جان جان جان)2
یه جنگل ستاره داره، جان جان، یه جنگل ستاره داره

سر اومد زمستون،شکفته بهارون
(گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون)2

لبش خنده نور،دلش شعله شور
(صداش چشمه و یادش آهویِ جنگل دور)2
 
توی کوهستون،دلش بیداره
تفنگ و گل و گندم داره میاره

(توی سینه ش جان جان جان)2
یه جنگل ستاره داره، جان جان، یه جنگل ستاره داره
خدایی خیلی وقت بود حرف سیاسی نزده بودم بدن درد داشتم پوزخندنترس پترس فیلتر نمیشی مطمین باشقاط زدم


[ یکشنبه 91/12/13 ] [ 10:15 صبح ] [ پارمیدا ]

نظر

ارباب حلقــــــــــه ها

سلام خانوادهــــــــــــ عزیــــــــــــز خوبــــــــــم خوبیــــن؟چهــــــــــــــــــ خبرآ؟

بریم کهـ مطلبــــــــــ داشته باشیــــم!


آقو ما یه بار یه حلقه ای تو خیابون پیدا کردیم

یه رفیقی داریم صداش میکنیم “گندولف”
ای حلقهو رو بردیم پیشش گفتیم کاکو ای چیه!؟
گفت ای ارباب حلقه هاس،بکنیش تو دستت غیب میشی!
گفتیم کاکو ای خرافات چیه باور میکنی رفتیم بهش ثابت کنیم
حلقه رو کردیم تو دستمون غیب شدیم!
آقو تا ما غیب شدیم مسئولین رفتن اسم مارو
از تو لیست آماری مملکت حذف کردن،نمودار رشد جمعیت سقوط کرد
بالانس عرضه و تقاضا تو بازار بهم خورد اقتصاد مملکت 256% افت کرد!
ها ها ها….ینی داغون شدا له له شد!
گفتیم ها الآن ای حلقهو رو از تو دستمون در میاریم همه چی روبراه میشه
ما میشیم قهرمان ملی،آقو ای حلقهو رو در آوردیم ظاهر نشدیم!
روشو نیگا کردیم دیدیم نوشته MADE IN CHINA!ها ها ها….
ما الآن 3ساله نیستیم هیشکی اهمیت نمیده!


عشق فقط عزیزم و دوستت دارم نیست عشق اونه که تو هر شرایطی باهاش باشی,حتی اگه نفهمه!


[ سه شنبه 91/12/8 ] [ 3:2 عصر ] [ آفریده ]

نظر

بهار

بهار خواهد آمد
از پشت حصار تاریک
 تا بارش باران
 تارویش برگ راهی نیست

 

اگه اصل مفهومشو فهمیدیدنکته بین



[ پنج شنبه 91/12/3 ] [ 6:5 عصر ] [ پارمیدا ]

نظر

من اعصاااااااب ندارم

 

میگن دنیا دو روزه ، پریناز که یه دوسالی بود. نمیدونم چرا این دخترای جدید این قدر کم حوصله شدن!!!

یه عکس میذارم تا نگن مطلب نداشت فقط الکی میخواست یه چیزی بنویسه تا روی آفریده رو کم کنه. خب جوهر مطلب من خشک نشده بود که نشده بود، مهم اینه که مطلب آفریده قشنگ بود.

از عکس لذت ببرید...

بلبلبلو

 



[ شنبه 91/10/16 ] [ 5:1 عصر ] [ پترس ]

نظر

اولین زنی که مد را به ایران آورد که بود؟!

حتما متوجه شدید وقتی پوشاکی در ایران مد می شود تقریبا همه دوست دارند آن را تهیه کنند و بپوشند.

این مختص ایران نیست و در تمام دنیا افراد بسیاری هستند که به دنبال مد هستند.اما مد چگونه وارد ایران شد و اولین چیزی که به عنوان مد در کشور اصطلاح شد چه بود.آنگونه که شواهد تاریخی نشان می دهد از سالهای آغازین دهه 20 خورشیدی برای اولین بار حرف ازمد و سالن های مد بین زنان خانواده های اعیان تهرانی به میان آمد ، اما ابتدا موضع غالب جامعه به این قضیه با دیده اکراه بود .

شروع قصه

زینت جهانشاه حدود 1931 میلادی، به همراه پدرش سرهنگ حبیب الله فرود سرپرست محصلان وزارت جنگ آن روزها ایران را به مقصد آلمان ترک کرد .سرهنگ برای مأموریت به برلن رفت و دخترش را به مدرسه دخترانه لته فراین که یک آموزشگاه بین المللی معروف بود، سپرد . لته فراین جایی بود که دخترها با علم خانه داری تکمیلی، آشنا می شدند و علاوه بر آن باید چیزهایی را مثل تندنویسی و ماشین نویسی، هم یاد می گرفتند . به مدت یک سال و نیم علوم قضائی، آشپزی ، پرنده شناسی، حیوان شناسی و حتی نحوه ذبح و تمیز کردن و پختن جانوران، خیاطی، لباسشویی، اتو و رفو ، وصله کردن لباس و ... هم در این مدرسه به زینت جوان تعلیم داده شد. بعد از آن او با یک افسر ازدواج کرده و برای اقامتی که دو سال و نیم طول کشید راهی برن پایتخت سوئیس شد. آنجا بود که زینت علاقه خود را به هنر خیاطی جدی تر از گذشته دنبال کرده و یک سال تمام را صرف یادگرفتن روش برش روی مانکن از یک خانم سوئیسی کرد. گرچه وابستگی نظامی شوهرش باعث شد آنها سوئیس را هم ترک کنند اما در عوض به شهری پاگذاشتند که یکی از مراکز اصلی صدور مد به تمام دنیا بوده و هنوز هم هست ؛ پاریس.

از بوتیک های پاریس تا خیاطخانه تهران

زینت جهانشاه تخصص خیاطی خود را در پاریس گرفت. سپس از بالمن که آن روزها چندان شناخته شده و معروف نبود برش و دوخت آموخت.در مدت یک ماه این دختر ایرانی به رموز خیاطی مدرن وقت، همین طور طرز اداره یک بوتیک پی برد. همین قضایا به او کمک کرد تا یک سال پس از بازگشت به وطنش بتواند اولین بوتیک ایرانی را در تهران تأسیس کرده و نام خود را به عنوان اولین کسی که پای مد را به ایران باز کرد، در تاریخ ثبت کند.

نمایشی که خیاطخانه او را معروف کرد

در سال 1321 زینت جهانشاه به همراه همسرش از سوئیس به ایران برگشت. یک سال بعد، او خیاطخانه خود را در خیابان امیریه تأسیس کرد و با همراهی 5کارگر هر آن چه را که در طول سفرها و اقامتش در فرنگ آموخته بود به خانم های تهرانی عرضه کرد. با فرستادن کارت دعوت و پیغام و چند تلفن به خانم های معتبر ، زینت موفق شد پای حدود 15 نفر از زنان سرشناس شهر را به نمایش افتتاحیه خیاطخانه اش باز کند. بیشتر این خانم ها، از فرنگ رفته ها بودند و با نمایش مد لباس، آشنایی داشتند .

در این مراسم 90 دست لباس زنانه مخصوص صبح، عصر و شب به نمایش گذاشته شد . معرفی لباس ها را هم خود جهانشاه برعهده داشت و موقع نمایش هر کدام، اسم و توضیحاتی درباره شان میداد. جالب است بدانید نام تمام این لباس های ایرانی از روی فصول سال یا گل ها انتخاب شده بود. هر چند که جنس پارچه هایشان مثل تمام پارچه های مصرفی آن سال ها، فرنگی بود و متری 20 تا 25 تومان، قیمت داشتند. مد لباس های طراحی شده توسط جهانشاه هم، بیشتر مطابق مد کریستین دیور بود. این لباس ها بیشتر به رنگ سیاه و قهوه ای و قیمتشان به عنوان مثال برای پیراهن بعدازظهر 50 تومان و پالتوها 100 تومان بود . نمایش دو ساعت و نیم طول کشید و اتفاقاً نه تنها خانم های حاضر در مجلس، بلکه تمام آنها که وصف نمایش خیره کننده خیاطخانه جهانشاه را شنیده بودند ، استقبال زیادی از جادوی مد او کردند.

دستمزد دوخت لباس

مانکن هایی که باید لباس های این برنامه در تن آنها نمایش داده می شد از بین خانم ها و دختران دوست و آشنا انتخاب شده بودند. خوشبختانه چون محیط خیاطخانه و این برنامه خاص کاملاً زنانه بود، از طرف خانواده این مانکن های آماتور و خودشان مخالفتی صورت نگرفت. اما به هر حال آموزش طرز راه رفتن ، ایستادن و نمایش لباس دردسرهای زیادی داشت. این دخترخانم ها بین 18 تا 25 سال سن داشتند و پرو و آماده کردن لباس هایشان 3 ماه طول کشید.

البته برخلاف تصور گیسوان مانکن ها ساده و بی آرایش بود، چون در آن زمان سلمانی رفتن و آرایش مثل امروز، امری عادی نبود. مانکنها نه تنها بابت این مانکن شدن از زینت جهانشاه دستمزدی نگرفتند، بلکه تعدادی از لباس ها را هم خریدند و رفتند!

اجرت دوخت لباس در خیاطخانه به این شرح بود: لباس روز از 110 تا 150 تومان ، لباس شب بین 200 تا 250 تومان ، کت و دامن یا پالتو با روسری300 تومان.

دوران بازنشستگی

زینت جهانشاه تا سال 1347 کار خیاطی را ادامه داد. در این مدت چندباری محل خیاطخانه اش را تغییر داد، تا این که بالاخره بعد از تولد دخترش زهراکم کم خود را بازنشسته کرد. او شروع کننده راهی بود که با تأسیس خیاطخانه های متعدد و رواج مد و مدگرایی در ایران، آرام آرام رشد کرده و حالا از مرز 70 سالگی هم گذشته است.



[ سه شنبه 91/9/21 ] [ 7:0 عصر ] [ پارمیدا ]

نظر

به شما هم میگن رفیق؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به شما هم میگن رفیق؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نه واقعا به شما هم میگن رفیق؟

نه، جدا به شما هم میگن رفیق؟؟

نه، خداییش به شما میگن رفیق؟؟؟

نه شما فکر میکنید به شما میگن رفیق؟؟؟؟

نه،اصلا به شما میگن رفیق؟؟؟؟؟

نه ، واقعا فکر کی بد به شما بگه رفیق؟؟؟؟؟؟

ای بابا، اعصابم خورد شد

آخه به شما هم میگن خانواده؟

نه واقعا به شما میگن خانواده؟؟

نه جدا به شما هم میگن خانواده؟؟؟

نه خداییش به شما هم میگن خانواده؟؟؟؟

آخه اینم شد زندگی....

هیشکی پیدا نمیشه تولد آدمو تبریک بگه!!!

 



[ دوشنبه 91/9/13 ] [ 1:37 عصر ] [ پترس ]

نظر

بدو بدو آتیش زدم به مالم...

سلام

خوبم خوبید؟ پوزخند

خوب امروز میخوام چندتا دوربین بهتون معرفی کنم. هرکسی وسع مالیش رسید واسم بخره


بچه ها دونگ تونو بدید میخوام واسه خانواده دوربین بخرم

میخوام با هم عکس یادگاری بندازیم

 



[ پنج شنبه 91/8/18 ] [ 12:34 عصر ] [ پترس ]

نظر

یه خبر

[ چهارشنبه 91/8/10 ] [ 2:36 عصر ] [ پارمیدا ]

نظر